السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
306
تفسير الميزان ( فارسي )
إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ » « 1 » و اما اينكه افراد مجتمع در برابر تمتعات مادى شيفته و بى خود شده و دستوراتى را از دين كه منافى آن تمايلات است ترك نموده و بگويند اين دستورات موافق سنن جارى در دنياى امروز نيست ، صرف اين جهت باعث نمىشود كه احكام خدا از بين برود ، زيرا همانطورى كه گفتيم تنها اضطرار رفع تكليف مىكند و علاقه به تمايلات مادى ، اضطرار و رافع تكليف نيست ، بلكه در حقيقت ماديت و دست از دين كشيدن است . در اينجا بحث ديگرى به ميان مىآيد و آن اين است كه آيا همانطورى كه بعضىها خيال كردهاند سوگند به غير اسم خدا ، شرك به خداوند است يا نه ؟ بايد از كسى كه چنين گمان كرده پرسيد مقصود از اين شرك چيست ؟ اگر مقصود اين است كه سوگند چون مبتنى بر تعظيم است اگر به غير اسم خدا واقع شود در حقيقت غير خدا را تعظيم نموده و آن را پرستيده . در جواب مىگوييم : هر تعظيمى شرك نيست ، بلكه شرك عبارت است از اينكه عظمتى را كه مخصوص ذات خداوندى است و با آن از هر چيزى بى نياز است براى غير خدا قائل شويم ، به دليل اينكه اگر هر تعظيمى شرك بود خود پروردگار در كتاب مجيدش مخلوقات خود را تعظيم نمىكرد و حال آنكه مىبينيم به آسمان و زمين و مهر و ماده و خنس و كنس از ستارگان و شهابهايى كه فرو مىريزند سوگند خورده است ، و همچنين به كوه و دريا و انجير و زيتون و اسب و شب و روز و صبح و شفق و ظهر و عصر و روز قيامت قسم ياد كرده ، و نيز به نفس و كتاب و قرآن عظيم و زندگى رسول اللَّه ( ص ) و به ملائكه و مخلوقاتى ديگر در آيات زيادى قسم خورده ، و معلوم است كه سوگند خالى از يك نحوه تعظيم نيست . با اين حال چه مانعى دارد همانطورى كه خداوند اشياء را به عظمتى كه خودش به آنها داده ياد فرموده ، ما نيز آنها را به همان موهبت تعظيم ، و به همان مقدار از تعظيم ياد كنيم ؟ و اگر اين تعظيم شرك بود ، كلام خداوند به احتراز از چنين تعظيم و اجتناب از چنين شرك سزاوارتر بود ، و نيز خداوند متعال امور بسيارى را در كلام خود احترام نموده ، مثلا در باره قرآن خود فرموده : « وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ » « 2 » و در باره عرش فرموده : « وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » « 3 » و در باره
--> ( 1 ) كسانى كه پس از ايمانشان به خدا از روى طيب نفس كافر و از اسلام مرتد شوند پس بر ايشان است غضب مخصوصى از خداى تعالى و براى ايشان است عذاب دردناك ، مگر كسى كه ارتداد و كفرش از روى اكره و ناچارى و دلش مطمئن به ايمان باشد . آن گاه پروردگار تو نسبت به كسانى كه پس از آن آزمايش ( گفتن كلمه كفر از روى ناچارى ) مهاجرت كردند و در راه خدا مجاهده و صبر كردند به درستى كه پروردگار تو بعد از اين عملشان آمرزنده و مهربان است . سوره نحل آيه 110 . ( 2 ) سوره حجر آيه 87 . ( 3 ) سوره توبه آيه 130 .